علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

282

تاريخ بيهق ( فارسى )

ساق اين درخت چنان كه در كتب آورده‌اند مساحت بيست و هفت تازيانه بوده است ، هر تازيانه رشى و ربعى به ذراع شاه ، و گفته‌اند در سايهء آن درخت « 1 » زيادت از ده هزار گوسفند « 2 » قرار گرفتى ، و وقتى كه آدمى نبودى و گوسپند و شبان نبودى و حوش و سباع آنجا آرام گرفتندى ، و چندان مرغ گوناگون بر آن شاخها مأوى داشتند كه اعداد ايشان كسى در ضبط حساب نتواند آورد . چون بيوفتاد « 3 » در آن حدود زمين بلرزيد و كاريزها و بناهاى بسيار خلل كرد ، و نماز شام انواع و اصناف مرغان بيامدند چندانكه آسمان « 4 » پوشيده گشت و بانواع اصوات خويش « 5 » نوحه و زارى مىكردند بر وجهى كه مردمان از آن تعجب كردند « 6 » ، و گوسپندان كه در ظلال آن آرام گرفتندى همچنان ناله و زارى آغاز كردند . پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از كشمر بجعفريه بردند ، و شاخها و فروع آن بر هزار و سيصد اشتر « 7 » نهادند ، آن روز كه بيك منزلى جعفريه رسيد آن شب غلامان متوكل را بكشتند ، و آن اصل سرو نديد و از آن برخوردارى نيافت . قال على بن الجهم فى قصيدة « 8 » السرويسرى و المنية تنزل . و اين بود شب چهارشنبه لثلاث « 9 » خلون من شوال سنة اثنتين و ثلاثين و مأتين « 10 » ، باغر تركى با جماعتى از غلامان باشارت منتصر « 11 » قصد متوكل كردند ، و متوكل در مجلس لهو نشسته بود و بحترى شاعر آنجا حاضر بود ، فقال من قصيدة فيها لنعم الدم المسفوح ليلة جعفر * هرقتم و جنح الليل سود دياجره فلا ملى الباقى تراث « 12 » الذي مضى * و لا حملت ذاك الدعاء منابره و احمد بن ابراهيم الأسدى گويد هكذا فليكن منايا الكرام * بين ناى و مرفد « 13 » و مدام بين كاسين اروتاه جميعا * كاس لذاته و كاس الحمام

--> ( 1 ) كه در سايهء اين درخت . ( 2 ) گوسپند . ( 3 ) بيفتاد . ( 4 ) نص ، چندانكه پوشيده گشت . ( 5 ) اصوات خوش . ( 6 ) نمودند . ( 7 ) بر سيصد استر . ( 8 ) فى قصيدة له . ( 9 ) نص ، ل ؟ ؟ ؟ له . ( 10 ) ش ، اين سال جلوس متوكل است بر مسند خلافت نه سال قتل او ( عت ) . ( 11 ) نص ، با جماعتى از غلامان منتصر . ( 12 ) نص ، شراب و در نب ، تراب . ( 13 ) نص ، مرند و در نب مزهر .